تبليغاتX
فریاد شرق
ای وارثان پاکی... من نفسم را از رود سپید و آسمان خزر و خلیج همیشگی فارس می گیرم
اری اری شکر میگویم

کاه گرمم می کنی ای اتش هستی

شکرگویان دوست می دارم ترا  ای دوستی  ای مهر

 

دوست می دارم ترا ای باده  ای مستی.

شکر می گویم ترا  ای زندگی ای اوج

ای گرامیتر  گرانتر موج

 

به زندگی فکر کنید

به اینده.................

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام دی 1383ساعت 1:59 بعد از ظهر  توسط میرعماد  | 

روزهای ترانه واندوه 

پوچ وخالی زدل سپردن ها

روزای ابری

روزهای غم  روزهای تنهایی

روزگار هلاک بلبل ها   جغد ها را به شاخه ها دیدن

روزهای بی کسی

روز های رو گردانی یاران

امروز یه روز ابریه

 یه روز بد یه روز بی فایده

ولی هنوز به ارمان هام فکر می کنم

به دنبال یک ارمانگرا می گردم

یکی از وارثان پاکی.......

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم دی 1383ساعت 4:31 بعد از ظهر  توسط میرعماد  | 

به نام حق

من-چنانچون خویشتن را- نیک

می شناسم ابرهایی را که شب هنگام

چون شب بارانی تصویر سرشارند

طفلکان اشیان را  با سخاوتمندی دریا

سالهای سال

شب همه شب در فضای روشن افسانه می بارند

لیک روز اندوهزاران حقیقت را

خیس خجلت  با فریب وعده ها سیراب می دارند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم دی 1383ساعت 11:33 قبل از ظهر  توسط میرعماد  | 

سلام دوباره.......

زند گی چیزی نیست جز خط خطی زمانه

مردگان قربانیان زمانه اند

و زندگان بانیان زمانه

.......

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم دی 1383ساعت 0:11 قبل از ظهر  توسط میرعماد  | 

این منم دلواپس بود و نبود          ازغم ای کاش ها چشمم کبود

تا به کی ازارزوهامون جدا       با تو هستم با تو هستم ای خدا

به ارمان هاتون فکر کنین و سعی کنین اونارو عملی کنین

به امید فردا ها................

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم دی 1383ساعت 11:8 بعد از ظهر  توسط میرعماد  | 

سلام

من اومدم

...........................................................

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم دی 1383ساعت 0:6 قبل از ظهر  توسط میرعماد  |