کاه گرمم می کنی ای اتش هستی
شکرگویان دوست می دارم ترا ای دوستی ای مهر
دوست می دارم ترا ای باده ای مستی.
شکر می گویم ترا ای زندگی ای اوج
ای گرامیتر گرانتر موج
به زندگی فکر کنید
به اینده.................
پوچ وخالی زدل سپردن ها
روزای ابری
روزهای غم روزهای تنهایی
روزگار هلاک بلبل ها جغد ها را به شاخه ها دیدن
روزهای بی کسی
روز های رو گردانی یاران
امروز یه روز ابریه
یه روز بد یه روز بی فایده
ولی هنوز به ارمان هام فکر می کنم
به دنبال یک ارمانگرا می گردم
یکی از وارثان پاکی.......
من-چنانچون خویشتن را- نیک
می شناسم ابرهایی را که شب هنگام
چون شب بارانی تصویر سرشارند
طفلکان اشیان را با سخاوتمندی دریا
سالهای سال
شب همه شب در فضای روشن افسانه می بارند
لیک روز اندوهزاران حقیقت را
خیس خجلت با فریب وعده ها سیراب می دارند.
زند گی چیزی نیست جز خط خطی زمانه
مردگان قربانیان زمانه اند
و زندگان بانیان زمانه
.......
تا به کی ازارزوهامون جدا با تو هستم با تو هستم ای خدا
به ارمان هاتون فکر کنین و سعی کنین اونارو عملی کنین
به امید فردا ها................
من اومدم
...........................................................![]()