من گرفتار سنگینی سکوتی هستم
که گویا
قبل از هر فریادی لازم است
* * *
سرما زده و سوزه و پاییز فراری
در حسرت روزای بهاری بغ کرده قناری
مسعود فرد منش
آه یکی بود یکی نبود یه عاشقی بود که یه روز
بهت می گفت دوست داره آخ که دوست داره هنوز
دلم یه دیوونه شده واست بی آزاره هنوز
از دل دیوونه نترس آخ که دوست داره هنوز
لیلا کسری ( هدیه )
و زمین گشت سپید
مردمان لرزیدند از وفاداری بید
برف بارید ولی
بید هرگز بر خود
طرح مردن نکشید
شعر: میرعماد
و زمین گشت سپید
مردمان لرزیدند از وفاداری بید
برف بارید ولی
بید هرگز بر خود
طرح مردن نکشید
شعر: میرعماد
مردمان لرزیدند از وفاداری بید
شعر: میرعماد
اگه یه دست عاشق یه شب پناه من شد
فردا عذاب جاده شکنجه گاه من شد
سه شنبه ۱۷ تیر
همه نورم با تو روشن واسه هر تاریکی روزن
بتم اما واژگونم رنگ تنهایی تو خونم
کدوم شاعر کدوم عاشق کدوم مرد
تو رو دید و به یاد من نیفتاد
به یاد هق هق بی وقفه ی من
توی اغوش معصومانه ی باد
ساز پر ناز تو کو نت به نت از ما بگو
از ترانه چکه کن در بهار شست و شو
قصه ی دوباره ها سکه ای به نام ما
دوباره شهزاده ای عاشق مرد گدا
می بینم که هیچ کس به فکر هیچ چی نیست
همه از ارزشهای اول انقلاب دور شدن..............
کجان اون جوونا ؟!
اونایی که به خاطر عشق به اسلام و ایران انقلاب کردن
...........
خوب دهه ی فجر اومد
کجا هستن اونایی که انقلاب کردن
چرا بعد از جنگ هیچ کس هیچ کاری نکرد
چرا همه رفتن سراغ زندگی روزمره
این مملکتی که ما الان توش هستیم دقیقا اون چیزی نیست که ادمای اون موقع ..
جوونای اون موقع می خواستن اونایی که الان شکایت می کنن از وضع زندگی
چرا اون موقع هیچ کاری نکردن
که الان وضع اسلام و ایران این طوری باشه.
من بازم مینویسم...........
بعد از شاعرانه ها که تا اخر خرداد نوشتمشون حالا فعلا می رسیم به............
۲ هفته تعطیلی اخرش که چی
برنامه های از پیش تعیین شده ولی انجام نشده
باز هم هوای ابری
شعرهای تموم نشده
زندگی نامعلوم عشق های بی فرجام
اخه تا کی میشه ترسید از این مردم نامرد
اخه تا کی میشه خوش بود به این روابط سرد
اخه تا کجا باید دید که عاشقا می میرن
اما ادما دوباره به لطافتی اسیرن
شعر: میرعماد
کی اشکاتو پاک می کنه شبا که غصه داری
دست رو موهات کی می کشه وقتی منونداری
شونه ی کی مرحم هق هقت میشه دوباره
از کی بهونه می گیری شبای بی ستاره
ای غم انگیز ترین خوشحالی من و عشق تو و دستی خالی
تویی اون کشمکش هر روزه لحظه ی پر تپش هر روزه
من و یک جاده ی چشم براه جاده ای از شب تا خلوت ماه
اخرین حادثه ی جاده تویی اتفاقی که نیفتاده تویی
قصه ی عشق من وتوجدولی نیمه تمومه
بیا خونه هاشو پر کن نذا نا تموم بمونه
ردیف و قافیه با هم نشست و نام تو امد
شکست بیت غمین جادوی کلام تو امد
شب فراق طی شد ورنج دلم به پایان رفت
که صبح دولت عشاق با سلام تو امد
شعر : میرعماد
هیچ تنها و غریبی طاقت غربت چشماتو نداره
هرچی دریا رو زمینه قد چشمات نمیتونه ابر بارونی بیاره
چشمه ام زلال و پاکم
دل بی قرار خاکم
خنکه زمین داغم
جون ریشه های باغم
منصور تهرانی
تنگ غروب فصل بهار یه کوچه باغ یه پنجره
یه قلب پیر پر از امید با شوق تو منتظره
خداحافظ برای تو یه حرفه
به سرمای تموم جاده های پر زحرفه
برای من ولی اواز مرگه
صدای وحشت بارون از تگرگه
شعر: ایلیا منفرد
عصیان کن و دیوانه شوای راد مرد قصه ها
فریاد کن ازاد کن قلب مرا از غصه ها
شعر: میرعماد
تو که دستت به نوشتن اشناست
دلت ازجنس دل خسته ی ماست
دل دریا رو نوشتی همه دنیا رو نوشتی
دل ما رو بنویس دل مارو بنویس.
خورشید خانم چارقد مشکی نمی خواس
مثل شما با این سر و شکل و لباس
کپه ی نور ماه سبکتر از هوا ست
خورشید خانم رهاتراز من و شماست
شهیار قنبری
وقتی که از تلخی روز شب می مونم بیدار
دلمو می دم به دست دل تنگ گیتار
شعر:ایلیا منفرد
محمد.گ اینارو نوشت:
دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم
.................
من مست و تو دیوانه ما را که برد خانه
صد بار ترا گفتم کم خور دوسه پیمانه
و البته ماه بهمن
تولد همه ی اونایی رو که مثل من تو ماه بهمن به دنیا اومدن
تبریک میگم
و جدایی زیبا ست
مرگ من زیباست
و رهایی جهان از غمهاست