تبليغاتX
فریاد شرق
ای وارثان پاکی... من نفسم را از رود سپید و آسمان خزر و خلیج همیشگی فارس می گیرم
.....

تا روز آخر که کار های غلط به مرحله ی انجام و بهره برداری میرسن

 

صدای هیچکس در نمیاد و هیچ کس نمیدونه حتی پاسارگاد کجای ایرانه

چه برسه به تنگه ی بلاغی...

اونطوری که من خبر دارم این سده از ۱۳ سال پیش ساختنش شروع شده

دیگه....

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم شهریور 1384ساعت 4:55 قبل از ظهر  توسط میرعماد  | 

و تو ....ای جوان امروز

 

با توام فرزند لحظه( با همه نیستما...)

میگویی:

کورش ( و ای همه ی بزرگمردان این سرزمین )

آسوده بخواب که ما... بی عاریم

و ما بیکاریم و نه  بیداریم...

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم شهریور 1384ساعت 6:41 بعد از ظهر  توسط میرعماد  | 

.......

تلویزیون رو روشن کردم

و تو بگو ما درست نگاه نمی کنیم

امّا یه مدّتی نگاه کردم برنامه ی شبستان شبکه ی یک رو

که شاید یه حال معنوی هم به ما برسه...

اما بعد از یه مدت دیدم خنده... فقط باید خندید

چند نفر و آوردن تو استودیو یکیشون داره شعر میخونه

بقیه مثلا دارن گریه می کنن

وسطاشم شعر ترکی خوند( که بماند )

با همون حس و حال که تو فکر میکنی این چه گریه یی میکنه

میگه: نمی دونم چه طوری ترجمه کنم.........

از حضار که دیگه اصلا حرفشو نزن...

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم شهریور 1384ساعت 2:36 قبل از ظهر  توسط میرعماد  | 

 آقای افتخاری همچنان به کجا چنین شتابان؟!

 

آقا ورداشته شعر عارفانه ای که علیرضا عصار خودمون

 

و خیلی های دیگه خیلی قشنگ ساخته بودن

 

( عید آمد و عید آمد  یاری که رمید آمد )

 

دامبول کرده........

 

واقعاً این آقا باید همه چی رو بخونه..؟

 

حالا اون همه تصنیفای قدیمی رو که باز خوانی کرده

 

و هر روز از رادیو تلویزیون پخش میشه بماند

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم شهریور 1384ساعت 1:58 قبل از ظهر  توسط میرعماد  | 

امروز روز جهانی بزرگداشت قربا نیا ن برده داریست...

 

و ما هنوز....

 

*

این همون دولت محبوبه انگار که کابینه ی 70 میلیونی قرار بود داشته باشه

 

هنوز تو کابینه ی 21 نفری موندن...........

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم شهریور 1384ساعت 4:21 بعد از ظهر  توسط میرعماد  |