تا روز آخر که کار های غلط به مرحله ی انجام و بهره برداری میرسن
صدای هیچکس در نمیاد و هیچ کس نمیدونه حتی پاسارگاد کجای ایرانه
چه برسه به تنگه ی بلاغی...
اونطوری که من خبر دارم این سده از ۱۳ سال پیش ساختنش شروع شده
دیگه....
با توام فرزند لحظه( با همه نیستما...)
میگویی:
کورش ( و ای همه ی بزرگمردان این سرزمین )
آسوده بخواب که ما... بی عاریم
و ما بیکاریم و نه بیداریم...
تلویزیون رو روشن کردم
و تو بگو ما درست نگاه نمی کنیم
امّا یه مدّتی نگاه کردم برنامه ی شبستان شبکه ی یک رو
که شاید یه حال معنوی هم به ما برسه...
اما بعد از یه مدت دیدم خنده... فقط باید خندید
چند نفر و آوردن تو استودیو یکیشون داره شعر میخونه
بقیه مثلا دارن گریه می کنن
وسطاشم شعر ترکی خوند( که بماند )
با همون حس و حال که تو فکر میکنی این چه گریه یی میکنه
میگه: نمی دونم چه طوری ترجمه کنم.........
از حضار که دیگه اصلا حرفشو نزن...
آقای افتخاری همچنان به کجا چنین شتابان؟!
آقا ورداشته شعر عارفانه ای که علیرضا عصار خودمون
و خیلی های دیگه خیلی قشنگ ساخته بودن
( عید آمد و عید آمد یاری که رمید آمد )
دامبول کرده........
واقعاً این آقا باید همه چی رو بخونه..؟
حالا اون همه تصنیفای قدیمی رو که باز خوانی کرده
و هر روز از رادیو تلویزیون پخش میشه بماند
امروز روز جهانی بزرگداشت قربا نیا ن برده داریست...
و ما هنوز....
*
این همون دولت محبوبه انگار که کابینه ی 70 میلیونی قرار بود داشته باشه
هنوز تو کابینه ی 21 نفری موندن...........