خواننده ی موسیقی محلیّ ایران شنبه درگذشت و هیچ کس صدایش را هم در نیاورد..
فرقی هم نمی کند
چون آن شخص دیگر از میان ما رفته!
پیکر او ظهر روز سه شنبه ۲۵ دی ماه در کنار مرقد بی بی حوریه ی انزلی
در حضور جمعی از هنرمندان و دوستدارانش به خاک سپرده شد!
گزارش کامل را در سایت ورگ بخوانید!
همه جای استانم سرد است
همه جای شهرم سرد است
در نزدیکی من مردمانی در دمای زیر صفر برای گرم شدن
در هوای آزاد آتش روشن می کنند..
----------------------------
در سال هایی که سرما را تجربه کردم
هرگز عملکردی تا این حد قابل قبول از نهاد های اجرایی در چنین مواقعی ندیدم!
هرگز غر نخواهم زد!
تعطیلی تهران هم در این شرایط عقلانی ترین کار ممکن بود!
مثل ۴ شهریور شاید ..
( که یک سال م. امید را می برد، سالی دورتر بیژن نجدی را و بعدتر فرهاد مهراد را..)!
سال ۸۲ زلزله ای می آید در بم و در دل خیلی های دیگر
انسان های زیادی می روند و ایرج بسطامی هم، با آن صدای کمیابش.
سال ها می گذرند و می گذرند .
دوباره زلزله ای می آید اینبار بر صحنه ی نمایش و اکبر رادی می رود
و همین طور انگار زلزله ها ادامه خواهند داشت!
به علّت ساخت کنار گذر بخش شمالی تالاب انزلی خشک شد.
خب اگر کسی مطلب را نخواند و نداند خیلی چیزها را درباره ی وضعیت تالاب انزلی ،
ناراحت می شود که چقدر بد..
امّا بد بودن موضوع اینقدر نیست که تصور می شود
گفته اند : به علت ساخت کنارگذر و تشکیل کلنی نیلوفر آبی ، بخش شمالی تالاب خشک شده
و ممکن است است این روند در آینده به خشک شدن کلّ تالاب بیانجامد
و بسیاری از دلّال های زمین از این امر استقبال می کنند
اگر مثل من و ما دیده باشید تالاب و حاشیه ی واقعی آن را ،
که نه از داخل قایق های موتوری که گردشگران را برای تفریح به تالاب می برند
مشخّص است و نه از روی پل نو ساخت غازیان ( پل ولایت ) و نه آن پل دیگر ..
و یا حتّی ذهن برود داخل همان مطلب روزنامه ، دریافت می کنید که فقط همین کنار گذر
و دلاّلان و زمین خواران نیستند که می خواهند نابود کنند تالاب را..!
در حقیقت همه ، دلالان ، زمین خواران ، زمین داران ، شهرداران ، خانه داران
و خیلی های دیگر از عزیزان ، دست در دست هم در حال نابود کردن تالاب هستند
و خیلی از آنها خودشان هم خبر ندارند..
این هم روی بقیّه ی مناطق زیستی که در حال نابودی هستند..
با این تفاوت که تالاب دیگری با این کیفیّت و اهمّّیّت در ایران موجود نیست.
خب گیلان دیگر قطب کشاورزی که نیست .
این هم فاتحه ی قطب توریستی شدن!
چه فرق می کند ..؟ زلزله ای آمده است و زمینی زیر خانه های مردم لرزیده است و
بسیاری خواب بوده اند.. قلب های بسیاری مانند ساختمان ها ویران شده اند.
سؤال من و شاید ما این ست که چقدر خانه های مردم ایمن در برابر زلزله ساخته شده اند ؟
یا اصلاً چه کسری از ساختمان های وعده داده شده ساخته شده اند؟
و چند نفر بی خانمان نیستند؟!
امیدوارم به اندازه ی ارگ جدید که ساخته بودند
برای شهر جدید هم هزینه ی مادی و معنوی انجام شده باشد..
من نه پیش از زلزله بم را از نزدیک دیده ام و نه پس از زلزله..
امیدوارم اگر روزی به بم سفر کردم ، با خودم فکر نکنم که :
احتمالاً بم پیش از زلزله زیباتر و محکم تر از ساخته های جدید بعد از زلزله بوده است!