مثل ۴ شهریور شاید ..
( که یک سال م. امید را می برد، سالی دورتر بیژن نجدی را و بعدتر فرهاد مهراد را..)!
سال ۸۲ زلزله ای می آید در بم و در دل خیلی های دیگر
انسان های زیادی می روند و ایرج بسطامی هم، با آن صدای کمیابش.
سال ها می گذرند و می گذرند .
دوباره زلزله ای می آید اینبار بر صحنه ی نمایش و اکبر رادی می رود
و همین طور انگار زلزله ها ادامه خواهند داشت!